تاریخ سیاسی جهان، صحنهی عبورهای آرام از ظلمت استبداد به روشنای دموکراسی بوده است. در بسیاری از این گذارها، آنچه راه را هموار کرد، نه اسلحه، بلکه ائتلاف نیروهای متضاد، شجاعت در گفتوگو، و اعتماد به آیندهای مشترک بود.
امروز ایران در میانهی بحرانهای اجتماعی و شکافهای عمیق تاریخی ایستاده است. شکافهایی که تنها با درک متقابل، مصالحه و مشارکت واقعی نخبگان پر خواهند شد.
در این مسیر، نقش هنر چیزی فراتر از تزئین یا تسلیبخشی است. هنر رکن زیرساختی در فرآیند دموکراتیزه کردن جامعه است؛ چرا که میتواند با ترویج هوش انتقادی، ظرفیت شنیدن دیگری، و بازسازی تخیل جمعی، فضا را برای ائتلاف سیاسی و اجتماعی فراهم کند.
هنر میتواند پلی باشد میان حقیقت و امید.
میان تجربهی زیسته و امکان رهایی.
میان زخمی کهنه و افقی نو.
امروز بیش از همیشه، هنرمندان، نویسندگان، و فعالان فرهنگی وظیفه دارند که با نگاهی مسئولانه و آیندهمحور، به بازسازی زبان تفاهم و همزیستی بپردازند.
نه بهعنوان حاشیهنشینان تحولات، بلکه بهمثابه معماران فرهنگی یک فردای بهتر