جستاری بر ساختار موسیقی فولک مازندران

موسیقی

مقدمه

موسیقی فولک مازندران، به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی غنی منطقه شمال ایران، بازتاب‌دهنده تاریخ، طبیعت، و زندگی اجتماعی مردم این خطه است. این موسیقی که در دو شکل آوازی و سازی ارائه می‌شود، از تنوع و عمق قابل‌توجهی برخوردار است و دربرگیرنده مقام‌های تغزلی، حماسی، و آیینی است. در این مقاله، به بررسی ساختار موسیقی فولک مازندران با تمرکز بر گام‌ها و فواصل میکروتنال، تقسیمات ریتمیک، ضربات قوی در میزان‌ها، و راهکارهای نواختن این موسیقی با ساز گیتار پرداخته می‌شود.

گام‌ها و فواصل میکروتنال در موسیقی فولک مازندران

ویژگی‌های گام‌ها

موسیقی فولک مازندران عمدتاً در فضای مدال دستگاه‌های شور و آواز دشتی اجرا می‌شود، اما گاهی اوقات مُدهای سه‌گاه و همایون نیز در آن مشاهده می‌شود. این دستگاه‌ها از فواصل خاصی بهره می‌برند که به موسیقی مازندرانی هویت صوتی متمایزی می‌بخشد. برخلاف موسیقی غربی که معمولاً بر پایه گام‌های دیاتونیک با فواصل نیم‌پرده و پرده‌ای شکل گرفته، موسیقی مازندرانی از فواصل میکروتنال بهره می‌گیرد که به ریزپرده‌هایی نظیر «ثلث پرده» یا فواصل متغیر اشاره دارد.

نقش فواصل میکروتنال

فواصل میکروتنال در موسیقی مازندرانی به دلیل انطباق با سازهای محلی مانند لَلِه‌وا و کمانچه، نقش مهمی در ایجاد حس و حال خاص این موسیقی دارند. به گفته محمدرضا درویشی، فواصل نیم‌پرده در موسیقی ایرانی گاه از فواصل غربی کوچک‌تر است و این تفاوت باعث ایجاد رنگ صوتی خاص می‌شود. برای مثال، در مقام‌های آوازی مانند امیری یا کتولی، استفاده از فواصل میکروتنال به نوازنده اجازه می‌دهد تا احساسات عمیق عاشقانه یا حماسی را منتقل کند. این فواصل معمولاً با علامت‌های عرضی مانند سُری و کُرُن در نت‌نویسی مشخص می‌شوند.

مقایسه با گام‌های غربی

در حالی که گام‌های غربی مانند ماژور و مینور بر پایه فواصل ثابت و مشخص ساخته شده‌اند، موسیقی مازندرانی از دانگ‌های متغیر استفاده می‌کند که بر اساس نظریات مهدی برکشلی، با تقسیمات ثلث پرده‌ای یا ربع پرده‌ای سازگار نیست و بیشتر به دانگ‌های فیثاغورثی وابسته است. این ویژگی باعث می‌شود که نوازندگان برای اجرای دقیق این موسیقی نیاز به درک عمیقی از فواصل غیراستاندارد داشته باشند.

تقسیمات ریتمیک و ضربات قوی

ساختار ریتمیک

ریتم در موسیقی مازندرانی از اهمیت بسزایی برخوردار است و معمولاً با سازهای کوبه‌ای مانند دسرکوتن، نقاره، و دایره همراهی می‌شود. تقسیمات ریتمیک در این موسیقی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: میزان‌های ساده و میزان‌های مرکب. در میزان‌های ساده، هر ضرب به دو بخش تقسیم می‌شود، در حالی که در میزان‌های مرکب، هر ضرب به سه بخش تقسیم می‌گردد. این تقسیمات در قطعات آیینی مانند نوروزخوانی یا در موسیقی چوپانی مانند کِردحال و چَپون‌حال به وضوح قابل مشاهده است.

ضربات قوی

در موسیقی مازندرانی، ضربات قوی معمولاً در ابتدای هر میزان قرار می‌گیرند و نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد حس ریتمیک دارند. برای مثال، در موسیقی کتولی شرق مازندران، ضربات قوی با همراهی سرنا و نقاره تأکید می‌شوند و به ملودی حالتی پویا و رقص‌گونه می‌بخشند. در میزان‌های دوضربی یا سه‌ضربی، ضرب اول معمولاً قوی‌تر است و ضربات بعدی به‌عنوان ضربات فرعی عمل می‌کنند. این الگو در قطعاتی مانند سورت‌خوانی که حالتی حماسی دارد، به‌خوبی دیده می‌شود.

تأثیر ریتم بر فضای موسیقی

ریتم‌های پیچیده و استفاده از سنکپ (Syncopation) در برخی قطعات مازندرانی، به‌ویژه در موسیقی آیینی، باعث ایجاد تنش و جذابیت می‌شود. این ویژگی‌ها به نوازندگان اجازه می‌دهد تا با تغییر دینامیک و تأکید بر ضربات خاص، احساسات متفاوتی را منتقل کنند.

نواختن موسیقی مازندرانی با گیتار

چالش‌های استفاده از گیتار

گیتار آکوستیک، به‌عنوان یکی از سازهای رایج در موسیقی فولک جهانی، می‌تواند برای اجرای موسیقی مازندرانی نیز به کار گرفته شود. با این حال، به دلیل تفاوت‌های ساختاری بین گیتار و سازهای سنتی مازندرانی مانند لَلِه‌وا و کمانچه، نوازندگان باید به چند نکته کلیدی توجه کنند:

  • کوک گیتار: برای تطبیق با فواصل میکروتنال، گیتار باید در کوک‌های غیراستاندارد مانند کوک باز (Open Tuning) یا کوک‌های خاص منطبق با دستگاه شور تنظیم شود.
  • تکنیک‌های نوازندگی: استفاده از تکنیک‌هایی مانند اسلاید (Slide) و بندینگ (Bending) می‌تواند به شبیه‌سازی فواصل میکروتنال کمک کند.
  • ریتم و آرپژ: برای بازسازی ریتم‌های پیچیده مازندرانی، نوازندگان باید بر الگوهای آرپژ و استروک‌های ریتمیک تمرکز کنند که با ضربات قوی و فرعی هماهنگ باشد.

راه‌حل‌های پیشنهادی

  1. تمرین گام‌های محلی: نوازندگان باید گام‌های شور و دشتی را با تمرکز بر فواصل میکروتنال تمرین کنند. برای مثال، تمرین نت‌هایی مانند می کرن (E Koron) یا سی سری (B Sori) روی فرت‌های گیتار می‌تواند به اجرای دقیق‌تر کمک کند.
  2. استفاده از اسلاید و بندینگ: برای شبیه‌سازی فواصل میکروتنال، استفاده از اسلاید برای جابه‌جایی بین نت‌ها و بندینگ برای تغییر زیر و بمی صدا توصیه می‌شود.
  3. تمرین ریتم‌های محلی: نوازندگان می‌توانند با گوش دادن به قطعات سنتی مانند امیری یا کتولی، الگوهای ریتمیک را استخراج کرده و با استفاده از تکنیک‌های استروک (Strumming) و فینگرپیکینگ (Fingerpicking) آن‌ها را اجرا کنند.
  4. هم‌نوازی با سازهای محلی: برای درک بهتر فضای صوتی، نوازندگان گیتار می‌توانند با سازهایی مانند لَلِه‌وا یا سرنا هم‌نوازی کنند تا حس و حال موسیقی مازندرانی را بهتر منتقل کنند.

نمونه آکوردها و الگوهای ریتمیک

برای اجرای یک قطعه در دستگاه شور، می‌توان از آکوردهای مینور مانند Am، Em، و Dm استفاده کرد و آن‌ها را با فواصل میکروتنال تزئین نمود. به عنوان مثال، یک الگوی ریتمیک دوضربی می‌تواند به‌صورت زیر باشد:

  • ضرب قوی: آکورد Am با استروک رو به پایین.
  • ضرب فرعی: آرپژ روی آکورد Em با تأکید بر نت‌های میکروتنال.

نتیجه‌گیری

موسیقی فولک مازندران با تکیه بر فواصل میکروتنال، ریتم‌های پیچیده، و ضربات قوی، یکی از غنی‌ترین اشکال موسیقی بومی ایران است. استفاده از گیتار برای اجرای این موسیقی نیازمند درک عمیق از ساختار مدال و ریتمیک آن و همچنین تسلط بر تکنیک‌های خاص نوازندگی است. با تمرین گام‌ها، فواصل، و الگوهای ریتمیک و بهره‌گیری از تکنیک‌های گیتار مانند اسلاید و بندینگ، نوازندگان می‌توانند این موسیقی را با موفقیت اجرا کنند و به انتقال فرهنگ غنی مازندران کمک کنند.

منابع

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Scroll top